ميرزا محمد حيدر دوغلات

527

تاريخ رشيدى ( فارسي )

به درجات علياء عقبى بينا و به ترفعات مراتب دنيا بيننده بود هر آينه چون فطرت بلند و جبلت ارجمند باشد به حصول دول يكى از اين قانع نگردد ، هرچه در دنيا كند كه موجب نيك نامى باشد ( 248 پ ) در ضمن آن درجات دين را منظور دارد و آن و دو امر مرفه ساختن كافه برايا و مكسر داشتن اهل شرور و بلايا بود . مقصود از تمهيد مقوله آنكه خلايق كه در مذهب عدالت ضمانشان بر ذمت خان لازم بود . « 1 » كثرت مواشى در حواشى ايشان به حدى رسيد كه چراخوار كاشغر از صحارى و جبال وافى نبود براى فسحت رفاهيت خلايق نيت ضبط مغولستان را پيش نهاد خاطر خطير كرد . ديگر قرغيز كه اكثر ايشان از حليه ايمان عاطل‌اند و تمام نيات و اعمال‌شان باطل ، در اطراف تركستان و شاش و فرغانه مسلمين از تاخت ايشان در هم و از سرپنجه باخت پريشان بودند . هر چند كه آن ولايت 642 در تحت تصرف اوزبك شيبان بود كه عدوى قديمى بود اما خان را از روى حميت دين و از جهت اسلام و شفقت بر مسلمين اين معنى گران مىآمد و مىخواست كه هيچ مسلمان متضرر و هيچ كافر منتفع نگردد ، بلكه مىخواست كه مسلمين منتفع و كفره مندفع باشند و از اين دو امر نيك‌نامى در دنيا و رستگارى در عقبى منظورش بود . جزاه اللّه خيرا . نظم : الهى بر آن خان عالى تبار * به لطف و كرم ابر رحمت ببار كه از عدل او عالمى شاد شد * جهانِ خراب از وى آباد شد همه جرم او را تو بر باد دار * همه خير او را تو آباد دار تو او را بكردى به دنيا عزيز * به عقبى همين چشم داريم نيز « 2 » ميرزا على طغاى و خواجه على بهادر و اكثر امرا بر جانب بابا سلطان بودند كه مهم مغولستان و قرغيز را با وى رجوع نمايند به علت آنكه پدر بابا سلطان ، سلطان خليل سلطان ، قرغيز را داشت كه مشروح شده است . اين امر بر وى حق باشد اما عمّم تنها بر جانب رشيد سلطان كه پسر خان بود افتاده و مهم را بر وى قرار داد و در ترويج كار ترتيب

--> ( 1 ) . نگ : - چون همت و الا نهمت . . . بود . ( 2 ) . نگ : - الهى بر آن . . . نيز .